<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/" xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">
	<channel>
		<title>نفس.....</title>
		<link>https://nafasblog.kowsarblog.ir/</link>
		<atom:link rel="self" type="application/rss+xml" href="https://nafasblog.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2" />
		<description></description>
		<language>fa-IR</language>
		<docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs>
		<admin:generatorAgent rdf:resource="http://b2evolution.net/?v=6.7.8-stable"/>
		<ttl>60</ttl>
				<item>
			<title>امتحانات</title>
			<link>https://nafasblog.kowsarblog.ir/امتحانات-3</link>
			<pubDate>08:20:00 +0330 چهارشنبه، 17 دی 1399</pubDate>			<dc:creator>بني جمالي</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">1154542@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;این روزها از بچه های کوچولو و نازنین کلاس اولی گرفته تا طلبه ها و دانشجوهای مقاطع عالی اموزش همه درگیر امتحانات هستند. اما سالن های کوچک و بزرگ امتحان، خالی هستند!!&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;تغییرات ناشی از کرونا، سبب شد که امتحان دادن مجازی هم تجربه شود!&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;برای ما ها که تجربه امتحان حضوری را داریم، امتحان یعنی مسیر خانه تا محل امتحان را نفهمی! چون تمام مدت سرت در دفتر و جزوه و مرور نکات اخر است. استرسی ها، استرسشون به حد اعلای خودش میرسه&amp;#8230;&amp;#8230;.!&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;امتحان یعنی همهمه زیاد بچه ها هنگام ورود به سالن امتحانات&amp;#8230;&amp;#8230;. اکثرا مشغولن&amp;#8230;&amp;#8230;دوتایی یا چندتایی با هم مرور میکنن که فلان مطلب چی بود و این وسط یکی با هیجان میپرسه فلان سوال، جوابش چی میشد؟ و ولوله ای در جمع ایجاد میشد!&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;بعضی ها خودشون تو ذهن مطالب رو مرور میکنن، بعضی ها دیگه به خدا و ائمه متوسل میشن و هرچی دعا بلدن و تو اون لحظه به ذهنشون میاد زمزمه میکنن. یه دوستی داشتم میگفت دبیرستان که بودیم، همیشه وقت امتحانات صندوق صدقاتمون پر میشد!&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;هیجان خوب و قشنگی بود&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;بالاخره وقتی با اجبار مسئولین همه رو صندلیهاشون مینشستند، گاهی با قرائت چند آیه قران یا چند نکته کوتاه مسئول امتحانات جو رسمی میشد و برگه سوالات توزیع میشد&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;چه حال خوبی بود وقتی سوالات رو بلد بودی و می نوشتی و سراغ بعدی میرفتی و چه حال خرابی بود وقتی سوال بلد نبودی و با ناراحتی سراغ بعدی میرفتی و اونم بلد نبودی!&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;به ترتیب بچه ها امتحان میدادند و برگه پر یا نصفه نیمه رو تحویل میدادند و سالن رو ترک میکردند. برگه ها هم دسته بندی میشد و تو پاکت مخصوص به استاد مربوط میرسید!&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;بعد از امتحان باز هم سروصدا و هیجان بود ، بعضی خوشحال بودند و بعضی ناراحت. بعضی غر میزدن به نحوه سوالات. خیلی ها هم  همچنان کتاب بدست، جوابها رو با هم چک میکردن&amp;#8230;..بعضی ها از امتحان بعدی حرف میزدند.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;در راه برگشت حرفها متفاوت میشد ! بحث اینکه دیشب چقدر کم خوابیدن و چقدر به خواب نیاز دارن و الان فقط باید خوابید!!&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;حالا همه اینها تبدیل شده به اینکه هرکس در خانه خودش، پشت میزش، روی مبلش (حتی روی تخت یا زیر کرسی) سوالات امتحان را باز میکند و در زمانی که مقرر شده وقت دارد پاسخ بدهد و بعد جواب را بفرستند.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;یه تفاوت دیگه اینکه امتحان حضوری برای اهل تقلب، سخت تر بود. کلی باید برنامه ریزی میکردند که چطور تقلب کنند. و سر جلسه هم باید خیلی دقت میکردند که مراقب نبیند و مچشان را نگیرد؛ اما حالا راحت و بی دغدغه میتوان کتاب و جزوه را باز کرد! اصلا مراقبی نیست که ببیند!&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;کاش همیشه حواسمون باشه تمام لحظات عمرمون در حال امتحان هستیم و مراقب اصلی همان کسی است که قراره برگه هامون رو تصحیح بکنه و حواسش به همه چیز هست. همه چیز را میبیند و همه چیز را میشنود و همه چیز را میداند!!&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #0000ff;&quot;&gt;أَ لَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَری(علق/۱۴)&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #0000ff;&quot;&gt;ترجمه: آیا نمی دانید که خداوند می‌بیند!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #0000ff;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://nafasblog.kowsarblog.ir/امتحانات-3&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">این روزها از بچه های کوچولو و نازنین کلاس اولی گرفته تا طلبه ها و دانشجوهای مقاطع عالی اموزش همه درگیر امتحانات هستند. اما سالن های کوچک و بزرگ امتحان، خالی هستند!!</p>
<p style="text-align: justify;">تغییرات ناشی از کرونا، سبب شد که امتحان دادن مجازی هم تجربه شود!</p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;">برای ما ها که تجربه امتحان حضوری را داریم، امتحان یعنی مسیر خانه تا محل امتحان را نفهمی! چون تمام مدت سرت در دفتر و جزوه و مرور نکات اخر است. استرسی ها، استرسشون به حد اعلای خودش میرسه&#8230;&#8230;.!</p>
<p style="text-align: justify;">امتحان یعنی همهمه زیاد بچه ها هنگام ورود به سالن امتحانات&#8230;&#8230;. اکثرا مشغولن&#8230;&#8230;دوتایی یا چندتایی با هم مرور میکنن که فلان مطلب چی بود و این وسط یکی با هیجان میپرسه فلان سوال، جوابش چی میشد؟ و ولوله ای در جمع ایجاد میشد!</p>
<p style="text-align: justify;">بعضی ها خودشون تو ذهن مطالب رو مرور میکنن، بعضی ها دیگه به خدا و ائمه متوسل میشن و هرچی دعا بلدن و تو اون لحظه به ذهنشون میاد زمزمه میکنن. یه دوستی داشتم میگفت دبیرستان که بودیم، همیشه وقت امتحانات صندوق صدقاتمون پر میشد!</p>
<p style="text-align: justify;">هیجان خوب و قشنگی بود&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;</p>
<p style="text-align: justify;">بالاخره وقتی با اجبار مسئولین همه رو صندلیهاشون مینشستند، گاهی با قرائت چند آیه قران یا چند نکته کوتاه مسئول امتحانات جو رسمی میشد و برگه سوالات توزیع میشد&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.</p>
<p style="text-align: justify;">چه حال خوبی بود وقتی سوالات رو بلد بودی و می نوشتی و سراغ بعدی میرفتی و چه حال خرابی بود وقتی سوال بلد نبودی و با ناراحتی سراغ بعدی میرفتی و اونم بلد نبودی!</p>
<p style="text-align: justify;">به ترتیب بچه ها امتحان میدادند و برگه پر یا نصفه نیمه رو تحویل میدادند و سالن رو ترک میکردند. برگه ها هم دسته بندی میشد و تو پاکت مخصوص به استاد مربوط میرسید!</p>
<p style="text-align: justify;">بعد از امتحان باز هم سروصدا و هیجان بود ، بعضی خوشحال بودند و بعضی ناراحت. بعضی غر میزدن به نحوه سوالات. خیلی ها هم  همچنان کتاب بدست، جوابها رو با هم چک میکردن&#8230;..بعضی ها از امتحان بعدی حرف میزدند.</p>
<p style="text-align: justify;">در راه برگشت حرفها متفاوت میشد ! بحث اینکه دیشب چقدر کم خوابیدن و چقدر به خواب نیاز دارن و الان فقط باید خوابید!!</p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;">حالا همه اینها تبدیل شده به اینکه هرکس در خانه خودش، پشت میزش، روی مبلش (حتی روی تخت یا زیر کرسی) سوالات امتحان را باز میکند و در زمانی که مقرر شده وقت دارد پاسخ بدهد و بعد جواب را بفرستند.</p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;">یه تفاوت دیگه اینکه امتحان حضوری برای اهل تقلب، سخت تر بود. کلی باید برنامه ریزی میکردند که چطور تقلب کنند. و سر جلسه هم باید خیلی دقت میکردند که مراقب نبیند و مچشان را نگیرد؛ اما حالا راحت و بی دغدغه میتوان کتاب و جزوه را باز کرد! اصلا مراقبی نیست که ببیند!</p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;">کاش همیشه حواسمون باشه تمام لحظات عمرمون در حال امتحان هستیم و مراقب اصلی همان کسی است که قراره برگه هامون رو تصحیح بکنه و حواسش به همه چیز هست. همه چیز را میبیند و همه چیز را میشنود و همه چیز را میداند!!</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #0000ff;">أَ لَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَری(علق/۱۴)</span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #0000ff;">ترجمه: آیا نمی دانید که خداوند می‌بیند!</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"> </span></p>
<p> </p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://nafasblog.kowsarblog.ir/امتحانات-3">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://nafasblog.kowsarblog.ir/امتحانات-3#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://nafasblog.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1154542</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>سلام بر همگی</title>
			<link>https://nafasblog.kowsarblog.ir/سلام-بر-همگی</link>
			<pubDate>07:39:00 +0330 دوشنبه، 1 دی 1399</pubDate>			<dc:creator>بني جمالي</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">1134215@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;بسم الله الرحمن الرحیم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سلام&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با شروع زمستان، وبلاگ من هم شروع می شود!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;الهی هر دوشون پربرکت و پر از خیر و خوبی باشند&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;img src=&quot;https://kowsarblog.ir/media/blogs/nafasblog/quick-uploads/_.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;476&quot; height=&quot;305&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ان شاءالله اینجا چیزهایی بنویسم که خدا و بنده های خوبش راضی باشند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یه دعا که دیشب به ذهنم رسید و خوشم اومد:&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 18pt;&quot;&gt;&lt;em&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #800000;&quot;&gt;الهی آخرین یلدای قرن، آخرین یلدای ما نباشه&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/em&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://nafasblog.kowsarblog.ir/سلام-بر-همگی&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;">بسم الله الرحمن الرحیم</p>
<p> </p>
<p>سلام</p>
<p>با شروع زمستان، وبلاگ من هم شروع می شود!</p>
<p>الهی هر دوشون پربرکت و پر از خیر و خوبی باشند</p>
<p> <img src="https://kowsarblog.ir/media/blogs/nafasblog/quick-uploads/_.jpg" alt="" width="476" height="305" /></p>
<p>ان شاءالله اینجا چیزهایی بنویسم که خدا و بنده های خوبش راضی باشند.</p>
<p> </p>
<p>یه دعا که دیشب به ذهنم رسید و خوشم اومد:</p>
<p style="text-align: center;"><span style="font-size: 18pt;"><em><strong><span style="color: #800000;">الهی آخرین یلدای قرن، آخرین یلدای ما نباشه</span></strong></em></span></p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://nafasblog.kowsarblog.ir/سلام-بر-همگی">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://nafasblog.kowsarblog.ir/سلام-بر-همگی#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://nafasblog.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1134215</wfw:commentRss>
		</item>
			</channel>
</rss>
